اردوهای مرگ !

اتوبوس های مرگ ؛ چند بار اجازه داده اند تا مسافرانش خواب خانه ببینند.

🌐 قرار بود یک اردوی ساده باشد تا لبخندهایی را ثبت کند که از ته دل جوشیده بود. از دل‌ِ پاک و زلالِ دخترکانِ معصومی که آنی و پی بهانه ای بغض شان می‌ شکند و بی‌ تابی شان رنج آور می شود. شادمانی داشت درون تن شان وول می‌ خورد و در جان شان ولوله می انداخت. هوا سرد بود و رد سوزی زمستانی از لای هر درزی از پنجره های مندرسِ اتوبوس به داخل می‌وزید تا چهره های لطیفِ دختران را خراش دهد و خواب را از چشمان نازشان بدزدد. رفته بودند به چیدنِ شادی. تماشایِ مهربانی. لمسِ محبت که وقتی بر می گشتند از فرط خستگی در اتوبوس خواب شان برده بود و نمی دانستند که برخی از آنها هرگز ایستگاه مقصد را نخواهند دید. وقتی قرار است خودِ اتوبوس ایستگاه مقصد باشد ؛ خوابیدن در آن عذاب الیم است که یک تراژدی دردناک را به تلخی روایت می کند. خوابی تلخ تا فرو کاستن زندگی به زنده ماندن را بی معنا کند. وقتی بدنه ی اتوبوس به قبر و صندلی‌هایش به اتاق مرگ بدل شود ؛ اینجا نه دیگر خاطره سازی با اتوبوس که خودِ خودِ کابوس را در اتوبوس توصیف می کند و من به این فکر می‌کنم که اتوبوس های مرگ ؛ چند بار اجازه داده اند تا مسافرانش خواب خانه ببینند.

🌐 اردوهای مرگ مدتهاست که جان های زنده می برد و جسد بر می گرداند. به شور و شادمانی سرخوشی و دل خوشی دانش آموز می برد و از آن سو سوگ و ماتم می آورد.‌ فرزندانِ رشیدی که به اردوهای مدرسه ای میروند تا چیزی با خود بیاورند ؛ اما همواره خودشان را در اردو جا می گذارند و به خانه نمی رسند. چشمه های جوشانِ شوقی که به اردو می روند تا کنار هم جرعه‌ای امید بنوشند ؛ اما به همین ساده گی جهانِ رویایی شان فرو می پاشد و از هنگامه ی رقص و شادی به عزا و ماتم بدل می شود. سنگر امنی که قرار است برای بچه ها خاطره بسازد و عکس هایشان را در دل طبیعت با دلخوشی‌ هایشان در آغوش بگیرد به سینه ی دیوار می چسبد تا چشمها به جای تماشای شوق پاک کودکانه ؛ اعلامیه های مرگ شان را ببیند‌‌. جایی خوانده بودم روح انسان با بودن کنار کودکان شفا می‌یابد. اینجا اما روح ها مدام باید این آرزو را به حسرت بدل کنند و از شادمانی کودکان دور بمانند.

🌐 باز هم روایتِ تلخ و جانسوز دیگری از اردوهای دانش آموزی این بار نه تنها قلب مردم کرمان را لرزاند که میلیونها ایرانی را در کشور داغدار و عزادار کرد. اتوبوس حامل دانش‌ آموزان دختر در مسیر سیرچ به شهر کرمان از مسیر اصلی متحرف شد و جان ۶ نفر از دخترانِ سرزمین مان را گرفت‌. مابقی بچه ها که تعدادشان ۲۷ نفر است در پی این تصادف دلخراش به شدت مصدوم شده‌اند که حال تعدادی از آن‌ ها وخیم گزارش شده. سرنشینان اتوبوس واژگون شده دانش‌ آموزان دختر کرمانی مدرسه فرزانگان بوده‌اند که از اردوی شهداد به‌ سمت کرمان بر می‌گشتند. نگاهی گذرا به رخدادهای تلخِ اردوهای دانش آموزی در کشور میزانِ بی کفایتی و بی مسئولیتی بسیاری از آدمها را عیان می کند که کاش کسی یا کسانی یقه شان را بگیرد و باز خواست شان کند.

یک آمار تلخ از حوادث جاده ای منجر به فوت دانش آموزان

🌐 حادثه اول : اردیبهشت ماه سال ۸۱ در پارک شهر که منجر به مرگ ۶ دانش‌ آموز در دریاچه شد.
حادثه دوم‌ : اردیبهشت ماه سال ۹۱ در شهر آمل که ۱۸ کشته و زخمی بر جای گذاشت.
حادثه سوم‌ : مهرماه سال ۹۱ در یک اردوی دانش آموزی که ۲۶ کشته تحویل خانواده ها داد.
حادثه چهارم : تیرماه سال ۹۲ در شهرستان نور که مرگ ۷ دانش‌ آموز در دریا را در پی داشت.
حادثه پنجم : اسفند ماه سال ۹۳ در اتوبان یزد به شهرستان میبد که ۱۲ مجروح را روانه بیمارستان کرد.
حادثه ششم‌ : اردیبهشت ماه سال ۹۴ در شهر مهریز که مرگ دانش‌ آموز ۱۱ ساله ای را منجر شد.
حادثه هفتم : آذر ماه سال ۹۵ در شهر ملایر همدان که منجر به مصدومیت ۲۴ دانش‌ آموز در یک اردوی تفریحی و فرهنگی شد.
حادثه هشتم : اردیبهشت ماه سال ۹۶ در شهر تهران که ۷ مصدوم بر جای گذاشت.
حادثه نهم : شهریور ماه سال ۹۶ در شهر داراب که در یک اردوی دانش آموزی ۹ کشته و ۳۴ مصدوم را در یک تصادف تلخ ثبت کرد.

  • جعفر بخشی بی نیاز
image_pdfدانلود PDFimage_printپرینت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.