دو کتاب خوب باموضوع “مادران و دختران”
اگر به تاریخ نگاهی بیندازیم، میتوانیم ردپای زنان موفق و قدرتمند بسیاری را ببینیم که با وجود تمام موانعی که بر سر راهشان قرار داشت، توانستند به خواستههای خود برسند. با این حال، به دلیل محدودیتهای بسیاری که وجود داشته، شاید بسیاری از افراد، از سرگذشت این زنان، مسیری که پشت سر گذاشتهاند و ارزشی که به دنیا افزودند، بیخبرند. در این یادداشت قرار است به سراغ دو کتاب هایی درباره زنان موفق برویم؛ کتابهایی که ما را با ابعاد مختلف زندگی این زنان آشنا میکند.
زنان بدون مرز
قدم گذاشتن در مسیر زندگی، کسب تجربیات متفاوت و در نهایت رسیدن به موفقیت مسیری دشوار است. اما از سوی دیگر، محدودیتها، کلیشههای جنسیتی، عدم باور به تواناییهای زنان و دلایل بسیار دیگری، سبب شده تا طی کردن این مسیر برای زنان در سراسر دنیا سختتر باشد. اما بسیاری از زنان با شکستن دیوار محدودیت و رها شدن از بند کلیشهها، توانستند دنیا را به مکانی بهتر تبدیل کنند. این زنان در دنیا کم نیستند.
جولیا پیرپوینت در کتاب زنان بدون مرز، به سراغ زندگی این زنان رفته است. او در این کتاب، ما را با نامهایی آشنا میکند که شاید پیش از این نشنیده باشیم. آدمهایی که چندان دربارهشان نمیدانیم و از ارزش کارهایشان، بیخبر ماندهایم. او در این کتاب از زنانی سخن به میان میآورد که «فضاهای خود را سراسر پر کردهاند، فضاهایی بسیار بزرگ، آن هم در روزگاری که هیچکس مکانی را به آنها اختصاص نداده بود».
در ستایش زنان سرسخت
سرسخت بودن، یکی از ویژگیهای اصلی افرادی است که دوست دارند به موفقیت برسند. این خصیصه همگانی است و زن و مرد نمیشناسد. اما در دنیای ما، سرسخت بودن برای زنان سخت است. معیارهایی که زنان با آن سنجیده میشوند، بویی از عدالت نبردهاند. بسیاری اوقات زنان مجبورند تا در دستهبندیهایی محدودکننده قرار بگیرند که در آنها نمیگنجند. نمونههایش را بسیار دیدهایم: زنان خوب باید چنین و چنان باشند. اما زنان بسیاری در جهان هستند که این طبقهبندیها را برنمیتابند و قدم به دنیای زنان سرسخت میگذارند.
زنانی که کرن کاربو، در کتابش، در ستایش زنان سرسخت، آنها را ستوده است. ستایشی حقیقی که مبنایش، زندگی کردن بدون قرار دادن خود در قید کلیشهها و دستهبندیهاست و به عبارت بهتر، همانطور است که خودمان دوست داریم. بنابراین این کتاب درباره زنان موفق و بسیار سرسخت است.


